تشنه‌ام ، خورشید می‌ خواهم‌

نامه‌ات‌ که‌ به‌ دستم‌ رسید، من‌ خواب‌ بودم؛ .................

نامه‌ات‌ ستاره‌ای‌ بود که‌ نیمه‌شب‌ در خوابم‌ چکید و ناگهان‌ دیدم‌ که‌ بالشم‌ خیس‌ هزار قطره‌ نور است.

دانستم‌ که‌ تو اینجا بوده‌ای‌ و نامه‌ را خودت‌ آورده‌ای. رد‌ پای‌ تو روشن‌ است.

هر جا که‌ نور هست، تو هستی، خودت‌ گفته‌ای‌ که‌ نام‌ تو نور است.
نامه‌ات‌ پر از نام‌ بود.

پر از نشان‌ و نشانی. نامت‌ رزاق‌ بود و نشانت‌ روزی‌ و روز  .

گفتی‌ که‌ مهمانی‌ است‌ و گفتی‌ هر که‌ هنوز دلی‌ در سینه‌ دارد دعوت‌ است.

گفتی‌ که‌ سفره‌ آسمان‌ پهن‌ است‌ و منتظری‌ تا کسی‌ بیاید و از ظرف‌ داغ‌ خورشید لقمه‌ای‌ برگیرد .

و گفتی‌ هر کس‌ بیاید و جرعه‌ای‌ نور بنوشد، عاشق‌ می‌شود.
گفتی‌ همین‌ است، آن‌ اکسیر، آن‌ معجون‌ آتشین‌ که‌ خاک‌ را به‌ بهشت‌ می‌برد. و گفتی‌ که‌ از دل‌ کوچک‌ من‌ تا آخرین‌ کوچه‌ کهکشان‌ راهی‌ نیست، اما دم‌ غنیمت‌ است‌ و فرصت‌ کوتاه‌ و گفتی‌ اگر دیر برسیم‌ شاید سفره‌ات‌ را برچیده‌ باشی، آن‌ وقت‌ شاید تا ابد گرسنه‌ بمانیم...
آی‌ فرشته، آی‌ فرشته‌ که‌ روزی‌ دوستم‌ بودی، بلند شو دستم‌ را بگیر و راه‌ را نشانم‌ بده، که‌ سفره‌ پهن‌ است‌ و مهمانی‌ است. مبادا که‌ دیر شود، بیا برویم، من‌ تشنه‌ام، خورشید می‌خواهم

عرفان  نظر آهاری                                                              .

 

نشانه های نگارشی

 نشانه های نگارشی

مهم ترین نشانه‌های نگارشی که برای پیوند یا جدایی واژه ها و عبارات به کار برده می شود عبارت است از:
نقطه (.)، نشانه ی پرسش (؟)، نشانه ی تعجب (!)، ویرگول (،)، نقطه ویرگول (؛)، دو نقطه (:)، نشانه ی تعلیق (...)، نشانه ی نقل قول (« ») و خط تیره (-).
افزون
 بر این نشانه‌های اصلی، نشانه های دیگری نیز در نوشته‌ها به کار می‌رود که دارای معانی معینی است. از جمله: پرانتز ( ) و  قلاب [ ].

 

نقطه (.)

 

نقطه در موارد زیر به کار می‌رود:
در پایان جمله ی خبری. مانند: کار امروز را به فردا میفکن.
در کوتاه نویسی نام ها و عناوین، مانند:  ع. اقبال آشتیانی (عباس اقبال آشتیانی)

 

توجه :  در موارد زیر به افزودن نقطه نیازی نیست:
- پس از ص (صفحه)، قس (قیاس کنید)، نگ (نگاه کنید)، رک (رجوع کنید)؛
- پس از پانوشت‌هایی که به صورت جمله نیست.

 

نشانه ی پرسشی (؟)

 

نشانه ی پرسشی در موارد زیر به کار می رود:
پس از جمله ی پرسشی.  مانند: از معده ی خالی چه قوت آید و از دست تهی چه مروت؟
توجه:
 در نقل قول مستقیم، نشانه ی پرسش نوشته می شود.
  گفت: « ای برادران، چه توان کرد؟ مرا روزی نبود و ماهی را هم چنان روزی مانده بود».

 

اما، در نقل قول غیر مستقیم، در پایان جمله ی پرسشی به جای نشانه ی پرسش، نقطه گذاشته می‌شود.
ریشی درون جامه داشتم و شیخ هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست.

 

برای نشان دادن گمان و تردید (درون پرانتز)
   تلفات این زلزله ٣۵۰۰ نفر (؟)  گزارش شده است.

 

 

 

نشانه ی تعجب (!)

 

نشانه ی تعجب در موارد زیر به کار می‌رود:
 پس از اصوات. مانند: حاشا! ، آفرین! ، زهی! .
 در پایان جمله ی تعجبی. همچنین برای نشان دادن تحسین، تحقیر، استهزا و عواطفی نظیر آن‌ها. مانند:
به‌به از آفتاب عالم تاب! ، چه هوای خوشی! .

 

برای برحذرداشتن یا تاکید، مانند: به هوش باش! ، زود باش! .

 

ویرگول (،)

 

برای کاربرد ویرگول قواعد بسیاری نهاده شده است، لیکن در یک قاعده ی کلی می توان گفت که هر آن جا که گوینده یا نویسنده در گفتار یا نوشتار خود مکث می کند و بدین سان  جزئی از اجزای جمله را از اجزای دیگر آن جدا می سازد، ویرگول نهاده می شود.

 

پس از این قاعده ی کلی می توان گفت که ویرگول در موارد زیر به کار می‌رود:
پس از منادا، مانند: گفت: « ای پسر، خیال محال از سر به در کن».
 برای جدا کردن و در عین حال ایجاد ارتباط میان اجزای هم‌پایه در یک جمله،  مانند:

 

اجزای اسمی: سرداران، برادران، خواهران، به شهر ما خوش آمدید.
اجزای وصفی: مردی آزموده، جهان دیده، تلخ و شیرین ِ روزگار چشیده.
اجزای قیدی:
 شب و روز، تنها یا در جمع، آشکارا و نهانی، یاد خدا می‌کرد.
 پس از قید (در آغاز جمله) و پیش و پس از آن (در میان جمله).
  پس از وقوع زلزله، سازمان‌های امدادی دست به کار شدند.
 برای جدا کردن بدل و جملات معترضه. مانند:
  سعدی، شاعر شیرین سخن شیراز، در نظامیه ی بغداد درس خواند.
 برای جدا کردن عبارت توضیحی. مانند:
  در این ناحیه، انواع غلات، به ویژه گندم، کشت می‌شود.
 معلمی، که شغلی شریف است.
 به جای حرف عطف، میان جمله‌های هم پایه. مانند:
  می‌آیند، می‌‌روند، حوایجی دارند، با ما کاری ندارند.
بد مکن که بد افتی، چَه مَکَن که خود افتی.
برای جدا کردن اجزای جملات شرطی :

 

هرکه سخن ناصحان، اگر چه درشت و بی‌محابا گویند، استماع ننماید، عواقب کارهای او از پشیمانی خالی نماند.
اگر شب‌ها همه قدر بودی، شب قدر بی‌قدر بودی.
اگر از مه‌رویان به سلامت بماند، از بدگویان نماند.
 به جانشینیِ بخش های حذف شده در جمله. مانند:
 سرداران بهرام چوبین رفتند تا کار دشمن بسازند، سرداران خسرو، تا به باده گساری پردازند.
 (ویرگول به جای «رفتند» در جمله ی دوم نشسته است)
برای جدا کردن اجزای تاریخ یا نشانی. مانند:
 پنجشنبه، ١۴ مهر. نشانی: شماره ی ١۵، خیابان انقلاب، تهران (ایران)

 

نقطه‌ ویرگول (؛)
نقط ویرگول در موارد زیر به کار می رود:

 

 برای جداکردن و در عین حال ایجاد ارتباط میان جمله‌های هم‌پایه‌ای که در درون خودِ آن ها نشانه‌های دیگری (مثلن ویرگول) به کار رفته است. مانند:
تا بیمار را صحتی کامل پدید نیاید، از خوردنی مزه نیابد؛ و حمال، تا بارگران ننهاد، نیاساید؛ و مردم هزار سال، تا از دشمن مستولی ایمن نگردید، گرمی سینه ی او نیارامد.
 در پایان جمله ی نخست به جای نقطه، پیش از جمله‌ ی هم پایه ی دومی که با واو عطف آغاز شده و یا این واو عطف به قرینه حذف شده باشد. مانند:
 سوز فراق، اگر آتش در قعر دریا زند، خاک از او برآورد؛ و اگر دود به آسمان رساند، رخسار سپیدِ روز سیاه گردد.
 تهران قدیم شهری بود آبادان؛ قنات‌های متعدد داشت.

 

دو نقطه (:)

 

دو نقطه در موارد زیر به کار می‌رود:
پیش از مجموعه‌ای از شواهد، مثال‌ها،  اقسام و اجزا. مانند:
 و این شراب انواع دارد: شراب محبت، شراب عشق، شراب وصال، شراب جمال.

 

پیش از عبارت توضیحی در بیان یا تایید مطلبی. مانند:
 نتیجه ی این حادثه دور از انتظار بود: دولت استعفا داد.
پیش از نقل قول مستقیم، اگر با حرف ربط «که» آغاز نشده باشد. مانند:
گفت: « نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید».
برای جدا کردن اجزای ساعت. مانند: ٣۵:١ بعد از ظهر.

 

نشانه ی تعلیق (...)

 

نشانه ی تعلیق برای نشان دادن ناتمام ماندن یا حذف پاره‌ای از سخن به کار می‌رود.

 

حسنک، با عزمی راسخ و خاطری آزاد، زن و فرزند و جاه و مقام و ... را بدرود گفت.

 

نشانه ی نقل قول( « » )

 

نشانه ی نقل قول در موارد زیر به کار می‌رود:
برای نقل قول مستقیم.
 غزالی گوید: «بدان که هرچه در دست سلطانیان روزگار است، که از خراج مسلمانان ستده‌اند یا از مصادره یا از رشوت، همه حرام است».

 

توجه: در نوشته ی بسیاری از نویسندگان به جای نشانه ی فارسی ِ (« »)  نشانه ی انگلیسی " - " به کار برده می شود که البته به دلیل بهره گرفتن از خطوط کامپیوتری غیر فارسی می باشد. لیکن در آن جا که امکان نوشتن نشانه های فارسی وجود دارد، به کارگیری آن ها را سفارش می کنم.
برای جای دادن مواد زیر در درون آن:
 ١) اصطلاحات علمی و فنی، عناوین، واژه ها و تعبیرات مهجور و نا آشنا. مانند:

 

علم تحول واژه ها را « سمانتیک» می نامند.
  ۲) کلمه یا عبارتی که لفظ آن مراد باشد نه معنی و مفهوم آن. مانند:
 «اقبال» مصدر باب افعال است، «انوشیروان» پنج هجا دارد.
 ٣) واژه یا عبارتی که کاربرد آن از خود نویسنده یا نظر او نیست. مانند:
 در قرار داد ١۹۰۷، ایران به «مناطق نفوذ» روسیه و انگلستان تقسیم شد.
 دوستان او را «رشید السلطان» لقب داده بودند.
  توجه - هرگاه عبارتِ درون نشانه ی نقل قول، در پایان جمله ی اصلی باشد، نقطه ی پایان جمله بیرون از نشانه ی نقل قول قرار می‌گیرد.
در تعریف اصطلاح عرفانیِ هیبت آورده‌اند: «اثر، مشاهده ی جلال حق است در قلب؛ و آن درجه ی عارفان است».

 

خط تیره ( - )

 

خط (-) در موارد زیر به کار می‌رود:
 برای جدا کردن عبارات معترضه (یعنی عبارتی خارج از موضوع که آن را میان کلام می آورند)؛
 یک روز تمام - اگر حاجت باشد، دو روز-  برای انجام دادن این کار فرصت دارید.
برای جدا کردن کلمه و عبارت توضیحی یا تاکیدی
 شهر و هرچه در آن بود ساکنان و چهارپایان و بناها- در آتش سوخت.
به جای تا و به در بیان فاصله های زمانی و مکانی و مقداری
 قطار تهران- مشهد، (١٣۸۶ ١٣٣۵)، ۲۰ ١۵ کیلو
 برای نوشتن فهرست انواع، اگر شماره گذاری آن ها لازم نباشد
 برای نشان دادن تغییر سخن‌گو، به ویژه در نمایش‌نامه یا بخش ‌های مکالمه‌ایِ داستان.

 

پرانتز ( ) (دو کمانک)

 

پرانتز ( ) در موارد زیر به کار می‌رود:
برای در بر گرفتن عبارتی توضیحی، تکمیلی، معترضه و عمومن فرعی که حذف آن‌ به اصل مطلب صدمه‌ای نمی زند. مانند:
اسیوط بزرگترین شهر مصر (مصر علیا) بود بر ساحل غربی رود نیل.
 برای در بر گرفتن موارد زیر:
١) معرفی ماخذ. مانند: (لغت نامه ی دهخدا)
۲) سال های ولادت و وفات. مانند: (١٣۸۶
١٣٣۵)
٣) معنی واژه. مانند: ورد (گُل)

 

قلاب [ ]

 

قلاب برای در بر گرفتن موارد زیر به کار می‌رود:
 اضافات، تصحیحات و توضیحات نویسنده بر نقل قول های دیگران.
ابوعلی رودباری گوید: «مردان چهار [تن] بودند [در روزگار خویش]. یکی از ایشان [آن بود که] نه از سلطان ستدی نه از رعیت [و آن] یوسف بن اسباط بود».
دستورهای اجرایی در نمایش نامه
بورکمن [با صدایی آرام‌تر] خب، البته در این چیزها خبره نیستم.
فولدال [سرش را تکان می‌دهد] من دروغ نگفته‌ام، جان گابریل.
مطلبی در حاشیه ی اصل سخن
 او گفت: «با تصویب این لایحه، همه ی کارها اصلاح خواهد شد». [خنده ی حضار]

 

 

 

چند آرایه ادبی

 

آرایه تضمین :

 

هرگاه شاعری در لابه لای شعر خودش شعری از شاعر دیگری بیاورد یا آیه یا حدیثی را

 

عینا تکرار کند         

 

می گویند تضمین کرده است .

 

مثال 1 : چه خوش گفت فردوسی پاکزاد                 که رحمت بر  آن تربت  پاک باد        

   از خود سعدی است

 میازار موری که دانه کش است                     که جان دارد و جان شیرین خوش است        

  از فردوسی است که سعدی آن را تضمین کرده است

مثال 2 : زینهار ، از قرین بد ، زنهار      و قنا ربنا عذاب النار      

آیه 201 از سوره بقره است که تضمین شده است                                               

آرایه تضاد :

آوردن 2 کلمه با معنی ضد هم در شعر و نثر که موجب زیبایی کلام می شود.

مثال1 :        شادی ندارد آن که ندارد به دل غمی     /    آن را که نیست عالم غم نیست عالمی        

 شادی و غم باهم تضاد دارند

مثال2 :       شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست  /   افغان ز نظر بازان برخاست چو او بنشست     

برخاست و بنشست باهم تضاد دارند

 

آرایه سجع :

هرگاه در جمله نثر ( غیر شعر ) کلماتی مانند قافیه در شعر بیاید به طوری که صداهای آخر آن ها و وزن آن ها

یکسانی و هماهنگی داشته باشد به آن کلمات سجع می گویند و جمله ای که کلمات سجع در آن باشد نثر

مسجع گویند .

مثال 1 : توانگری به هنر است نه به مال و بزرگی به عقل است نه به سال .              سال و مال سجع دارد

مثال 2 : هنرمند هرجا که رود قدر بیند و بر صدر نشیند .       ( قدر و صدر ) و ( بیند و نشیند ) با هم سجع دارند

 

آرایه تشخیص :

شخصیت بخشی به اشیای بی جان و صفت های انسان را به غیر انسان دادن است.

مثال 1 : شب ایستاده است ، خیره نگاه او ، بر چارچوب پنجره من

شب = آرایه تشخیص است چون ایستادن را که صفت انسان است به شب نسبت داده است .

مثال 2 : گل بخندید و باغ شد پدرام           ای خوشا این جهان بدین هنگام

گل = آرایه تشخیص است چون خندیدن را به گل نسبت داده است.

آرایه حس آمیزی :

 

در هم آمیختن 2 یا چند حس است در کلام به گونه ای که به تأثیر سخن و زیبایی آن بیفزاید .

مثال 1 : بوی دهن تو از چمن می شنوم                        بوی کسی را نمی شنود بلکه استشمام میکند

( دو حس را به هم آمیخته است )

مثال 2 : خبر تلخی بود                                                   خبر شنیدنی است نه چشیدنی

 ( دو حس را به هم آمیخته است. )


آرایه مراعات نظیر :

 

 هنگامی کهدر شعر و نثر کلمه هایی از یک مجموعه به کار رود که از لحاظ جنس یا نوع یا مکان یازمان

یا همراهی آنان با یکدیگر تناسب داشته باشند به مجموعه آن کلمات مراعات نظیرگویند .

 
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهدداد         چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

 
(آرایهمراعات نظیر دارد چون هر 4 تا از نظر جنس گل هستند )

 ز خاک من اگر گندم برآید                                از آن گر نان پزی مستی فزاید

 

( آرایه مراعاتنظیر دارد چون از گندم نان به عمل می آید و همراهی ندارد )

آرایه تلمیح :

 

هرگاه در یک متن کلماتی ذکر شود که آنها بخشی از آیه قرآن یا حدیث یاحادثه ای تاریخی باشند به

 

طوری که با دیدن آن کلمه یا کلمات به یاد آن آیه یا حدیثیا واقعه تاریخی بیفتیم و اشاره به ان داشته

 

باشد می گویند به آن آیه تلمیح دارد

 
مثال 1 :     ما قصه سکندرو دارا نخواندهایم                            از ما بجز حکایت مهر و وفا مپرس

 
سکندر = اشارهبه داستان اسکندر    مهر و وفا = داستان عاشقانه

 

دارا = اشاره به داستان کوروش هخامنشی
مثال 2 :    نه خدا توانمش خواند نهبشر توانمش گفت        متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

 

اشارهبه حدیث ( لافتی الا علی لاسیف الاذولفقار ) دارد

 

واج آرایی :

 

 هرگاه در شعر و نثرصداهایی ( صامت یا مصوت) تکرار شود بطوریکه ای تکرار آگاهانه موجب

 

موسیقی و زیباییدر کلام شود به مجموع این صداها واج آرایی می گویند

          

   خیزید و خزآرید که هنگام خزاناست                 باد خنک از جانب خوارزم وزان است

صدای «خ» پنج بار و صدای «ز» شش بار تکرار شده است

 

ریاست به دست کسانیخطاست                 که از دستشان دست ها بر خداست

 

  ( «س» هفت بار ، صدای «ت» شش بار و صدای «آ» شش بار تکرار شده است . )      
   

 آرایه تشبیه :

 

 ادعای همانندی و شباهت دو یا چند چیز است . تشبیه دارای چند پایه یا رکناست شی اول که قصد

 

داریم آن را به چیزی مانند کنیم مشبه است و شی دوم یا کسی کهمشبه به آن چیز مانند می شود

 

 مشبه به است و واژه ای که پیوند آن ها را برقرار میکند  ادات تشبیه است و صفتها و ویژگی که در

 

هردو هم مشبه و هم مشبه به دیده می شودرا وجه شبه می گویند .

 .
مثال 1 : دانا چو طبله طبار است خاموش و هنرنمای

  
مثال 2 : گرت ز دستبرآید چو نخل باش کریم         ورت به دست نیاید چو سرو باشآزاد

 

 

انواع کلمات متشابه

 

 کلمات هم آوا  

 

کلمات هم نو یسه

 

کلمات هم آوا - هم نویسه

 

 :  واژه هایی هستند که تلفظ ( آوا )ی یکسانی دارند . اما از نظر نوشتن و معنی و اشتقاق  متفاوتند  هم آوا

 

خویش: خود - فامیل  /  خیش: وسیله شخم زدن

 

حیات: زندگی  /  حیاط: فضای باز خانه

 

ارز : پول خارجی  /   ارض: زمین   / عرض: پهنا

 

: واژه هایی که نوشتن یکسان دارند اما از نظر معنی و تلفظ متفاوتند  هم نویسه

 

 مِهر: محبت ؛ ماه مهر  /  مُهر: وسیله چاپ دستی

 

گِل   / گُل

 

 کُشتی  کِشتی

 

مسلم  / مسلّم 

 

نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی              که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی

 

گوهر مخزن اسرار همان است که بود                      حقه ی مِهر بدان مُهر و نشان است که بود

 

 

 

کلماتی که در نوشتن و تلفظ یکسانند اما از لحاظ معنی متفاوتند  :  هم آوا - هم نویسه

 

شیر : نام حیوان /  شیر : شیر آب / شیر : شیر خوردنی

 

روان : جان  / روان : جاری

 

سیر : نام گیاه سیر /  سیر : غذا خورده - متضاد گرسنه

 

 نه من از پرده ی تقوا به در افتادم و بس                 پدرم نیز بهشت ابد از دست بهشت

 

آتش است این بانگ نای و نیست باد                     هر که این آتش ندارد نیست باد

 

گلاب است گویی به جویش روان                         همی شاد گردد زبویش روان

 

 

 

کلمات ( هم آوا )    و  ( هم نویسه )  در بحث آرایه های ادبی ،  جناس ناقص نامیده می شوند

 

کلمات  ( هم آوا _ هم نویسه ) در بحث آرایه های ادبی ، جناس تام نامیده می شوند